و در این شهر سحرخیزی نیست...

آیتگ، شبکه اجتماعی محبوب جوانان ایرانی، شبکه اجتماعی مجازی، نرم افزار چت، چت و گفتگو، نرم افزار چت ایرانی، chat , گروه های مجازی، پرو فایل اختصاصی آپلود فایل های شخصی, پروفایل دوستان، چت خصوصی

شبکه اجتماعی

آیتگ شبکه اجتماعی محبوب جوانان ایرانی

ITEG

iteg , it , chat , forum

تالار گفتگو ، چت و گفتگوی آنلاین
information technology experts group
پروفایل اختصاصی من

آیتگ

آی تی

1390-11-26 - 04:04
 و در این شهر سحرخیزی نیست... 
Aram-
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:5593
تعداد پستها:186 شغل:همه کاره هیچ کاره
علایق:به خودم مربوطه


 #
كوك كن ساعتِ خویش !
اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
كوك كن ساعتِ خویش !

كه مـؤذّن، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب

و در آغوش سحر رفته به خواب
كوك كن ساعتِ خویش !

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
كه سحر برخیزد

شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند

كوك كن ساعتِ خویش !
كه سحرگاه كسی

بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او
برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !
رفتگر مُرده و این كوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خویش !
ماكیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
كوك كن ساعتِ خویش !
كه در این شهر، دگر مستی نیست
كه تو وقتِ سحر، آنگاه

كه از میكده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست



____________________________
ساعت هامونو روی یک ساعت و دقیقه و ثانیه میزان کنیم، آن ساعت قرار...

\"بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین\"

و آی عشق ادرکنی...

تشکرها: shahab110, sar, Toktam, anahita, Iran-Love, shadman, fotros, ehsan68, sadeghzade, Meshkat,    


26-11-1390 - 04:09
  
shahab110
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:92445
تعداد پستها:3068 علایق:C & P


 #


سلام بر سحر خیز مدینه



____________________________
              مـعـرفـتـــــو داریـن بـچـه هـا:

            

تشکرها: sar, Toktam, Iran-Love, anahita, sadeghzade, Aram-, Meshkat,    
26-11-1390 - 04:09
  
sar
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:4321
تعداد پستها:147 شغل:محصل
علایق:سیدعلی خامنه ای ،کربلا،طلبه ها


 #


میگم یک جمله میگفت اینجاشهرمرده هااست بهترنبود؟      



تشکرها: shahab110, anahita, ehsan68, sadeghzade,    
26-11-1390 - 04:56
  
Toktam
[کاربر]
امتیاز:27357
تعداد پستها:3510 شغل:گشت و گذار در آيتگ
علایق:* قاصدک و نسيـم


 #



سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد


قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست


سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
گفت: بازآی که دیرینه‌ی این درگاهی



سحر زمان به پایان رسیدن انتظار و شنیدن مژده‌ی وصل است :

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آرد
دل شوریده‌ی ما را به بو در کار می‌آرد



سحر زمان بیداری، آگاه شدن و پی بردن به رازهای ناشناخته است:

پیر میخانه سحر جام جهان‌بینم داد
و اندر آن آینه از حُسن تو کرد آگاهم



گنج سعادت را از برکت بیداری و دعای سحرگاهی می‌توان به دست آورد:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود



و افسوس بر کسی که سحر بیاید و در خواب باشد:

دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت
ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی



همیشه برای خوابیدن فرصت هست. تو نیز باید برخیزی تا از فیض سحر بی نصیب نمانی:

می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند؟
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری!



سحر ... سحر ... سحر... چه خبرهاست در این سحر:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه‌ی پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه‌ی ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبری است کز آن شاخ نباتم دادند

همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند



آنچه نوشته آمد مرا به یاد آیات ۱۷ سوره‌ی آل عمران و ۱۸ ذاریات می‌اندازد که دعای سحری و عذر نیم شبی را از صفات پرهیزگاران برمی‌شمارد
(استظهار یعنی پشت گرمی):


بیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریه سحری و نیاز نیم شبی است



تشکرها: shahab110, amir1234, Iran-Love, shadman, fotros, anahita, ehsan68, sadeghzade, Aram-,    
26-11-1390 - 05:17
  
shahab110
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:92445
تعداد پستها:3068 علایق:C & P


 #


تو شادي کن ز شمس الدين تبريزي و از عشقش          که از عشقش صفا يابي و از لطفش حمايت‌ها



____________________________
              مـعـرفـتـــــو داریـن بـچـه هـا:

            

تشکرها: amir1234, Iran-Love, anahita, ehsan68, sadeghzade, Aram-, Meshkat, Toktam,    
26-11-1390 - 09:36
  
amir1234
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:17356
تعداد پستها:526 شغل:دانشجو معماري
علایق:خدا، شهيد همت ..


 #
مي خور كه هر كه اخر كار جهان بديد

                                  از غم سبك برامد وصل گران گرفت



____________________________
در ان نفس كه بميرم در ارزوي تو باشم  
                                      
                                                      بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم.

تشکرها: shahab110, Iran-Love, anahita, ehsan68, Aram-, Toktam,    


26-11-1390 - 11:08
  
anahita
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:16794
تعداد پستها:554


 #

شعر نایافته از فریدون مشیری

گفتی که : چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی می کشم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر



ترجمه انگلیسی:

You said

Like the sun, I shall fly to you

Like the moon, one night I shall peer through you window

Sorrow, that you became the sun at dusk

Pity, that you became the moon at dawn



____________________________
خداوندا دستهایم خالیست و دلم غرق در آرزوها-یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن

تشکرها: shahab110, Iran-Love, shadman, fotros, ehsan68, Aram-, Toktam,    
26-11-1390 - 12:25
  
shadman
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:32921
تعداد پستها:1032 علایق:ابا الجواد علی بن موسی الرضا علیهما السلام


 #
نقل قول

كوك كن ساعتِ خویش !
اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
كوك كن ساعتِ خویش !

كه مـؤذّن، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب

و در آغوش سحر رفته به خواب
كوك كن ساعتِ خویش !

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
كه سحر برخیزد

شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند

كوك كن ساعتِ خویش !
كه سحرگاه كسی

بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او
برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !
رفتگر مُرده و این كوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خویش !
ماكیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
كوك كن ساعتِ خویش !
كه در این شهر، دگر مستی نیست
كه تو وقتِ سحر، آنگاه

كه از میكده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست


فارغ از معنی شعر؛
انصافا تشبیهات و کنایات بسیار زیبایی به کار برده در عین حالی که وزن شعری خیلی خوب رعایت شده.
واقعا جای تشویق داره .
اما معنای ملحوظ توسط شاعر و مستفاد از جانب مخاطب ، مخدوش هست و بر میگرده به بسته نگاه کردن شاعر.



____________________________
یا امام الرئوف
ای حضرت نگاه مرا هم نگاه کن
یا لا اقل بیا و مرا سر براه کن
آدم نمی شوم اگر من برایتان
پرچم سیاه گنبد خود ، این سیاه کن                          
                                                                                           shadman64.blogfa.com

تشکرها: Iran-Love, anahita, ehsan68, shahab110, sadeghzade, Aram-, Meshkat, Toktam,    
26-11-1390 - 14:39
  
anahita
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:16794
تعداد پستها:554


 #


ای امتداد سوره ی کوثر خوش آمدی

ای روشنای قلب پیمبر خوش آمدی

آییینه دار حضرت حیدر خوش امدی

کوری چشم دشمن ابتر خو ش آمدی



از مقدم تو فاطمه مادر خطاب شد

لفظ ابوالحسن لقب*بوتراب شد



خیلی بلند قرائت قران مکن پسر

در بین کوچه راه بندان مکن پسر

مجنون شهرا تو پریشان مکن پسر

لیلاترین ، غمزه به آسمان مکن پسر



امشب دوباره راهی بیت و الحسن شذم

مست جمالت هستم و خالی ز (من) شدم



پهن است ابتدای کوچه بساط گدائیم

با تو به سر شده است غم ِ بی نوائیم

از برکت دعای شما من خدائیم

با لطف توست اگر کربلائیم



گیریم مرد شامی آمده اینجا نگاه کن

دست مرا بگیر مرا سر به راه کن



ما خانوادتاٌ همگی نوکر شما

تو خانوادتاٌ ، مسیحا ، گره گشا

من با قبیله ام ، گدایان مجتبی

تو با عشیره ات ، عزیزان قلب ما



یا ایها الکریم بده روزی مرا

هرگز ندیده ایم که تو رد کنی گدا



یک روز می رسد حرمت را بنا کنیم

با طرح و نقشه های حریم رضا کنیم

صحنت زمرد و گنبد طلا کنیم

بعدش نشسته در حریم شما و صفا کنیم



در وصف و شرح حال تو این کامل است و بس

شاگرد مکتب تو ابوفاضل است و بست



مرد جمل دلاوریت حیرت آورست

تکبیرهای حیدریت حیدر آورست

رزم آوری و برتریت حیرت آور است

با یک سپاه برابریت حیرت آورست



ختم به خیر قائله فرما اراده کن

آن فتنه را بگیر و زاشتر پیاده کن



روشن کن و بگو خواص را نفاق چیست ؟

آقا بگو که بین گذر اتفاق چیست ؟

آتش کشیدن دل یاس های باغ چیست ؟

آقا بگو که درد کدام است و داغ چیست ؟



ای کوه صبر ، حضرت سردار بی سپاه

من آه می کشم زغمت ..... آه پشت آه

یاسر مسافر



____________________________
خداوندا دستهایم خالیست و دلم غرق در آرزوها-یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن

تشکرها: shahab110, Aram-, shadman, Meshkat, Toktam,    


26-11-1390 - 21:02
  
Aram-
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:5593
تعداد پستها:186 شغل:همه کاره هیچ کاره
علایق:به خودم مربوطه


 #
نقل قول

میگم یک جمله میگفت اینجاشهرمرده هااست بهترنبود؟      


هر کسی برداشتی از شعر داره ممکنه برداشت شما همچین چیزی باشه

ما به نظر شما احترام میزاریم



____________________________
ساعت هامونو روی یک ساعت و دقیقه و ثانیه میزان کنیم، آن ساعت قرار...

\"بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین\"

و آی عشق ادرکنی...

تشکرها: Meshkat, Toktam,